Thursday, January 15, 2015

 

سالگرد خاموشی ی دردناک و خسران بار "استاد دکتراحمدتفضّلی"،ایران‌شناس و پژوهشگربرجسته در دی‌ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت.


استاداحمد تفضّلی زبان‌شناس، ایران‌شناس و پژوهش‌گر ایرانی در ۱۳۱۶ در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. دوران دبستان و دبیرستان خود را در تهران گذراند و دیپلم ادبی خود را از دبیرستان دارالفنون اخذ کرد. لیسانس زبان و ادبیات فارسی را در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با رتبه‌ی اول به پایان رساند. دوره‌ی فوق  
 به ایران در سال ۱۳۴۵ موفق به اخذ مدرک دکترا در رشته‌ی زبان‌های باستانی شد. موضوع  تصحیح  ترجمه‌ی سوتکرنسک ( نخستین بخش از اوستای ساسانی) و ورشت مانسرنسک ( نسک دوم یا دومین بخش از اوستای ساسانی) از دینکرد و مقایسه این دو بخش با متن‌های اوستایی بود که به راهنمایی دکتر صادق کیا، زبان‌شناس و متخصص زبان‌های باستانی ایرانی انجام گرفت.
 یران در سال ۱۳۴۵ موفق به اخذ مدرک دکترا در رشته‌ی زبان‌های باستانی شد. موضوع  تصحیح  ترجمه‌ی سوتکرنسک ( نخستین بخش از اوستای ساسانی) و ورشت مانسرنسک ( نسک دوم یا دومین بخش از اوستای ساسانی) از دینکرد و مقایسه این دو بخش با متن‌های اوستایی بود که به راهنمایی دکتر صادق کیا، زبان‌شناس و متخصص زبان‌های باستانی ایرانی انجام گرفت.
لیسانس خود را در مدرسه‌ی زبان‌های شرقی دانشگاه لندن گذراند و پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۵ موفق به اخذ مدرک دکترا در رشته‌ی زبان‌های باستانی شد. موضوع  تصحیح  ترجمه‌ی سوتکرنسک ( نخستین بخش از اوستای ساسانی) و ورشت مانسرنسک ( نسک دوم یا دومین بخش از اوستای ساسانی) از دینکرد و مقایسه این دو بخش با متن‌های اوستایی بود که به راهنمایی دکتر صادق کیا، زبان‌شناس و متخصص زبان‌های باستانی ایرانی انجام گرفت.
                          
تفضّلی 2
                           در زمان تحصیل حضور در نشست های درس استادان بزرگی هم‌چون بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال همایی، محمد معین، احسان یارشاطر، عبدالعظیم قریب و … را تجربه کرد. او هم‌چنین از محضر اساتید غیرایرانی‌ای چون مری بویس، مکنزی، دومناش و … استفاده‌های فراوان برد.

تفضلی مدتی به عنوان پژوهش‌گر در بنیاد فرهنگ ایران به کار مشغول شد و از سال ۱۳۴۷ با سمَت استادیار گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی به هیئت علمی دانش‌کده ادبیات دانشگاه تهران پیوست و پس از آن استاد زبان‌های باستانی ایرانی در دانش‌گاه به تدریس مشغول شد و ده سال ریاست بخش دانش‌جویان خارجی دانشکده‌ی ادبیات را برعهده داشت.
پژوهش‌های احمد تفضلی با همراهی بدیع‌الزمان فروزانفر در بازنویسی یادداشت‌های کتاب “عطار” آغاز شد. فروزان‌فر هم‌واره دید علمی و سخت‌کوشی و موشکافی ِ تفضلی را می‌ستود.
تفضلی به زبان‌های انگلیسی، فرانسه و آلمانی تسلط داشت و با زبان‌های روسی و عربی نیز آشنایی داشت.
احمد تفضلی در زندگی پر بار خود جوایز و تقدیرنامه‌های بسیار دریافت کرد. آکادمی کتیبه‌ها و ادبیات فرانسه جایزه‌ی گیرشمن را برای قدردانی از تحقیقات تفضلی در حوزه‌ی مطالعات زبان پهلوی به او اختصاص داد. آکادمی کتیبه‌ها و ادبیات یکی از پنج آکادمی تشکیل‌دهنده‌ی انستیتوی فرانسه است. این برای بار نخست بود که این آکادمی به این شکل از یک ایرانی قدردانی می‌کرد. احمد تفضلی هم‌چنین نخستین استاد از کشورهای شرقی بود که از دانش‌گاه سن پترزبورگ دکترای افتخاری دریافت می‌کرد.
احمد تفضّلی با داشنامه‌ی ایرانیکا و همین‌طور دائره‌المعارف بزرگ اسلامی هم‌کاری داشت.دکتر جلیل دوست‌خواه، ایران‌شناس، پژوهش‌گر و شاهنامه‌پژوه ایرانی در گفت‌وگویی درباره احمد تفضلی و آثار او چنین می‌گوید:
دوستخواه
“زنده‌یاد دکتر احمد تفضلی با دریغ بسیار در سال ۱۳۷۵، در تهران در یک رویداد یا بهتر گفته بگویم در یک سانحه ساختگی کشته شد و در واقع به‌قتل رسید. این فاجعه‌ای بود در فرهنگ ایرانی و در عرصه‌ی کوشش‌ها و پژوهشهای دانشگاهی. ایشان متخصّص ادبیات باستانی ایران، بويژه در دوره‌ی میانه، یعنی در دوره‌ی ادبیات پهلوی بود. ادبیاتی که معروف است به ادبیات زبان فارسی میانه (پارسی میانه) یا به تعبیر دیگر، پهلوی که در دوره‌های اشکانی و ساسانی در تاریخ ما رواج داشت و بويژه از دوره‌ی ساسانیان که ما سند، مدرک و یادگار بیشتری داریم تا از دوره‌ی اشکانیان. احمد تفضلی بويژه بیشتر متخصص پژوهش در فرهنگ و ادبیات این دوران بود ولی احاطه‌ی بسیار گسترده‌ای به دیگر بخش های فرهنگ ایرانی (پیش و پس از این دوران) هم داشت. چنانچه در نوشته‌هایش همواره می‌بینیم که در فرهنگ، ادب و دانش دوران پیش از این دوران میانه، یعنی دوران هخامنشیان و دوره مادها هم صاحب‌نظر بود و اشاره‌های بسیار روشن و علمی به آن دوران ها هم دارد. ولی نقطه مرکزی توجه‌ و کارش، همانطور که گفته شد، در دوره میانه، یعنی دوره اشکانیان و ساسانیان است. آثار ایشان متعدد است و در دو دسته می‌شود خلاصه‌شان کرد. یک‌دسته کتابهایی‌ که یا خود ایشان گردآوری و تالیف کرده یا کتابهایی که از ادبیات فارسی میانه ترجمه کرده است، از جمله ترجمه‌های بسیار ارزشمند و مهم ایشان کتاب معروفی‌ست که در ادبیات فارسی میانه به زبان پهلوی نوشته شده بود به نام «مینوی خرد». این کتاب بسیار کلیدی و مهم را از پهلوی به فارسی ترجمه کرد که هم پیش از درگذشت‌اش و هم پس از آن، این کتاب چاپ و منتشر شد و اهل پژوهش با آن آشنا هستند.”
احمد تفضلی در ساعت دوازده و نیم روز ۲۴ دی‌ماه ۱۳۷۵ دفتر کارش را در دانش‌گاه تهران ترک کرد تا به منزل خود در شمیران برود اما هیچ‌گاه به منزل نرسید.
 دکتر ژاله آموزگار پژوهشگر ایرانی فرهنگ و زبان‌های باستانی و هم‌کار احمد تفضلی در مورد تفضلی چنین می‌گوید:                     آموزگار
 “وقتی در ساعت ۱۲:۳۰ روز دوشنبه ۲۴ دی‌ماه ۱۳۷۵ احمد تفضلی دفتر کارمان را در دانشکده‌ی ادبیات ترک می‌کرد، هنوز نامه‌ای و کاری نیمه‌تمام روی میز بود. با اطمینان به این که فردا صبح زود این در را خواهد گشود، بر سر این میز خواهد نشست و کارها را به انجام خواهد رساند، خندان و پر از ذوق زیستن خداحافظی کرد. با بازگشت کوتاهی، آخرین نامه‌اش را به دخترش که به تازگی او را پدربزرگ کرده بود، نوشته بود، روی میز گذاشت و از من خواست که بدهم آن را پست کنند. شاد و سرشار از غرور. نمونه‌ی چاپی آخرین کتاب در دست انتشارش (تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام) را در کیف چرمی با خود می‌برد که چند مورد بازمانده را بازبینی کند تا در قراری که فردای آن روز، یعنی ساعت ۱۰ روز سه‌شنبه ۲۵ دی، با ناشرش داشت، کار را تمام شده تحویل دهد.
در آن ساعت شلوغ دانشکده که رفت و آمد همکاران و دانشجویان راهروی جلوی دفترمان را پرسروصدا کرده بود. در میان سلام‌ها و خداحافظی‌ها، کی می‌توانست فکر کند که او دیگر باز نخواهد گشت، او دیگر در این راهرو قدم نخواهد گذاشت، این پله‌ها را که آن روز چندین بار تا کتابخانه پائین رفته و بالا آمده بود، طی نخواهد کرد. کی می‌توانست فکر کند که در شامگاه آن روز بر اوراق زندگی پرافتخار این دوست، دردآورانه کلمه‌ی پایان نقش خواهد بست. او راهی منزل شد ولی هرگز به منزل نرسید. گرچه در طی عمر پربار و نسبتاً کوتاهش منزلگه‌های بسیاری را درنوردید. بسیاری از راه‌های این منازل را ما با هم طی کرده بودیم.
محبت و احترام متقابل، همکاری مداوم، هم‌زبانی و همدلی پشتوانهء بیش از ۳۰ سال دوستی بی‌وقفه و ناگسستنی من و احمد تفضلی بود که از کلاس درس زبان پهلوی استاد فقید «دومناش» در پاریس شروع شد و بالا گرفت و تا لحظهء مرگ او غباری بر بلندای آن ننشست. ما پنج کتاب را با هم به نگارش درآوردیم و به چاپ رساندیم. در تجدیدنظر سطر به سطر چاپ‌های بعدی «شناخت اساطیر ایران»، «اسطوره‌ی زندگی زردشت» و «زبان پهلوی» ساعت‌ها و ساعت‌ها به طور جدی و مداوم با هم کار کردیم.”
احمد سمیعی گیلانی نویسنده و مترجم، احمد تفضلی را این‌گونه توصیف می‌کند:
   سمیعی“استاد تفضّلی محقّقی بود جدّی و سخت‌کوش و موشکاف و خبیر، با فرهنگی عمیق و ظریف. وسعت معلومات او با فراست و تیزبینی و ذوق سلیم قرین گشته دستاوردهایی بدیع پدید آورده است. تفضّلی، در مصاحبت، بسیار صمیمی، یک رنگ، خوش محضر و ظریفه‌گو بود. او با همه مایه و پایه‌ای که داشت زیاده فروتن بود. ذره‌ای کبر و عُجب در وجودش نبود. هیچ‌گاه در صدد فضل‌فروشی برنیامد. حتی در فرصت‌هایی که همه منتظر بودند عرضِ وجود کند سکوت می‌کرد و اگر به اظهار نظر در بابی که در حوزهء تخصص او بود وادارش می‌کردند چنان عمل می‌کرد که گویی ورود او در جریان مذاکره اهمیتی ندارد و اصولاً مطلبْ مهم نیست. این رفتار از روی ریا نبود، پرتوِ ضمیر آگاه او بود که در برابر بیکرانی اقیانوس علم، دانسته‌های خود را ناچیز می‌دید. هیچ‌گاه ندیدم در جلسه‌ها و مجالس صدرنشین و شاخص باشد، همواره در صفِّ نعال یا در میان انبوه جمعیت گم بود. حتی در مجامعی که جای شایسته‌اش در صدر بود از اشغال آن اکراه داشت. جاه‌طلب نبود و از نمایش هم بیزار بود. استاد تفضّلی در رشته تخصصی خود، زبان پهلوی، تبحّر کم‌نظیر داشت و می‌توان گفت مرجعیّت جهانی پیدا کرده بود و از این حیث مایه فخر و مباهات جامعه فرهنگی ما در جهان دانش بود. کرسی دانشگاهی او به این آسانی و راحتی شاید نتواند وارثِ شایسته‌ای پیدا کند. وجود او مایه نازشِ دانشگاه تهران و شورای فرهنگستان بود که با از دست دادن او وزنه‌ای را از دست دادند.”
*
این‌روزها که کشتار بی‌رحمانه‌ی کاریکاتوریست‌های فرانسوی توسط بنیادگرایان اسلامی به وقوع پیوسته بازنگری در مرگ صدها متفکر و نویسنده‌ و از جمله دکتر تفضلی،  قابل توجه و ضروری می‌نماید.
یادش گرامی باد!
خاستگاه : تارنگاشت توانا
                        تفضّلی 3



Saturday, January 10, 2015

 

بیان نامه ی تاریخی ی "کانون نویسندگان ایران" در باره ی رویداد خونین اخیر در پاریس:


در این بیانیه که خطاب به نویسندگان، روزنامه نگاران و مردم فرانسه نوشته شده سوءقصد تروریستی هفتم ژانویه علیه مجلۀ "شارلی هبدو" حملۀ "وحشیانۀ مرتجعین تروریست" معرفی شده که "خشم و اندوه شاعران، نویسندگان و روزنامه نگاران ایران را نیز برانگیخته است." 
کانون نویسندگان ایران با یادآوری رنج های نویسندگان و مردم ایران برای دستیابی به آزادی بیان اضافه کرده که نویسندگان و مردم ایران به خوبی رنج و خشم مردم فرانسه را در لحظات کنونی درک می کنند.
نویسندگان ایرانی در بیانیه شان عاملان و طراحان "جنایت هولناک" علیه روزنامه نگاران و کاریکاتوریست های فرانسوی را "دشمنان آزادی اندیشه و بیان و پیروان جهل و خرافه" توصیف کرده اند که "هدفی جز استیلای عقب ماندگی بر جهان ندارند." آنان همچنین گفته اند که رهایی از "این بداندیشان" جز با صیانت و حمایت از آزادی بیان بی حصر و استثنا "در سراسر جهان" میسر نیست.
نویسندگان ایران در پایان بیانیه شان ضمن ابراز همدردی با همکاران شان در روزنامۀ "شارلی هبدو" و همچنین خانواده های قربانیان ترور و مردم فرانسه، "اقدام جنایتکارانه و ضدآزادی" تروریست ها را شدیداً محکوم کرده و ابراز اطمینان نموده اند که این اقدام "ددمنشانه" خللی در اراده و عزم مردم فرانسه در دفاع از آزادی اندیشه و بیان و همچنین در پیکار با "بیگانه ستیزی و نژادپرستی" وارد نیاورد.

 در گفتگوئی با بکتاش آبتین شاعر و فیلمساز مقیم تهران و عضو هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، وی بار دیگر بر موضع کانون مبنی بر حمایت از آزادی بیان بی هیچ حصر و استثناء پا فشاری می کند و می گوید از نظر ما هر کس که بنیادگرایانه به روش های خشن متوسل می شود محکوم است . او اضافه می کند که از نظر ما جواب حرف ، با حرف است و نه با هیچ کار دیگری. بکتاش آبتین می گوید علت اشاره بیانیه ما به بیگانه ستیزی و نژاد پرستی ناشی از نگرانی ما نسبت به تندروهائی است که شاید از آن سوی قضیه بخواهند مشکلاتی برای جامعه مسلمانان فرانسه بوجوبیاورندو یا به انها آسیبی برسانند.  


Tuesday, January 06, 2015

 

میراث ایران / Persian Heritage- زمستان 1393- اغاز سال 2015 جهانی


شماره ی هفتاد و ششم فصلنامه ی فرهنگی ی میراث ایران در نیوجرزی انتشاریافت.
در این شماره، در میان طیفی از گفتارهای پژوهشی در گستره ی فرهنگ و ادب ایرانی، گفتار کوتاهی از نگارنده ی این یادداشت، در مورد چند کاربُرد نادرست رایج در گفتار و نوشتار ایرانیان امروز نیز، آمده است که متأسفانه به دلیلی فنّی نتوانستم در این جا بازنشرش دهم. خواننده ی گرامی، می تواند آن را در پایگاه میراث ایران در .شبکه ی جهانی، بیابد




Wednesday, December 31, 2014

 

گزارشی از بازشناخت اثری برجامانده از فراسوی هزاره ها: قدیمی‌ترین آجر یافت شده در شوش متعلق به «نارامسین» پادشاه اکد (در سده ی بیست و سوم ِ پیش از میلاد) است.


قدیمی‌ترین آجر یافت شده در شوش متعلق به «نارامسین» پادشاه اکد است. این خبر را استاد عبدالمجیدارفعی پس از ساماندهی ۲۷۰۰ آجرنبشته‌ شوش در گردهمایی پایگاه‌های میراث‌فرهنگی اعلام کرد.
* * *
 پس از ساماندهی 2700 آجرنبشته در شوش توسط عبدالمجید ارفعی مشخص شد که قدیمی‌ترین آجر یافت شده در محوطه باستانی شوش متعلق به نارامسین پادشاه اکد است.«عبدالمجید ارفعی» مترجم‌ زبان‌های باستانی در جمع مدیران و کارشناسان پایگاه‌های میراث‌فرهنگی کشور گفت:« درحال‌حاضر 2700 قطعه آجر در شوش ساماندهی شده و نزدیک به  1800 تا 1900 آجرنبشته باقی مانده است که در فصل‌های آینده خوانده می‌شود.»او درحالی اعلام کرد که شناسایی و شناسامه دادن به آجرهای شوش در حال انجام است که به‌گفته ارفعی، شناسایی صاحب‌ آجرها و خدایانی که نام آن‌ها در آجرها نوشته شده است به‌ طور مجزا در حال انجام و دسته‌بندی است.ارفعی پس از ساماندهی  2700 آجرنبشته در شوش، قدیمی‌ترین آجر یافت شده را متعلق به «نارامسین» پادشاه اکد دانست.این مترجم زبان‌های باستانی گفت: «با اینکه پیشتر آجرنبشته‌ها در 7 انبار تلنبار شده بود، به‌طوری‌که سقف یکی از آن‌ها ریزش کرده بود. به‌همین دلیل شروع فعالیت‌ها را به 2300 قطعه آجر در انبار آسیب دیده اختصاص دادیم و فعالیت‌ها را آغاز کردیم.»او گفت: این آجرنبشته‌ها را به انبار دیگری انتقال دادیم و تصمیم گرفتیم که پس از ترجمه متن کامل آجرها را در شناسنامه بیاوریم. خبرگزاری میراث فرهنگی نارام‌سین یا نرم‌سین یا نارامسن از پادشاهان مقتدر اکد (مملکتی واقع در جنوب بین النهرین) که در قرن بیست و سوم قبل از میلاد می‌زیسته است. در نقش برجسته و کتیبه‌ای که از او باقی مانده‌، پیروزی او بر یکی از اقوام کوه‌نشین به نام لولوبیان در ۲۲۸۰ پیش از میلاد نشان داده شده‌است. *

________
*با سپاسگزاری از آقای محمود فاضلی بیرجندی، فرستنده ی این گزارش.

Sunday, December 28, 2014

 

روشنگری ی یک ایرانی ی آگاه در باره ی نام نامی ی "خلیج فارس".


نامه ی روشنگر زیر، امروز از سوی آقای دکتر شاهرخ احکامی (دفتر فصلنامه ی میراث ایران در نیوجرزی، به دفتر ایران شناخت، رسید که با سپاس از ایشان؛ در این جا، بازنشرداده می شود.
Dear Mr. Joe Johnson

While reading this article I noted that you have made a geographical mistake for one of your recent articles:


"Arabian Gulf" is the name of present-day Red Sea (between Africa and Arabian Peninsula) but the article is about the Persian Gulf region (between Iran and Arabian Peninsula).

Please take a look to the United Nations' map of the region:

and National Geographic website:

"Persian Gulf" is a historical term which is recorded for more than 25 centuries in various geographical and historical documents.

Please let me know if you need more information on this matter.

That would be great if you kindly ask your webmaster to correct the mistake on the website

Thanks for your attention.

Regards,
Pejman Akbarzadeh, Amsterdam


Friday, December 26, 2014

 

به زودی در شبکه ی جهانی ، نشرخواهد یافت. :


فرهنگ ِ فارسی ِ اصفهانی

پژوهشی در گونه/ لهجه/ گویشی از زبان ِ فارسی


 نگارش
جلیل دوستخواه

دفتر یکم
آ- ث

(۱٠۳٠ صفحه)




ناشر: ایران شناخت
۱۳۹۳
***

A Persian Dictionary of the Esfahâni Dialect /Accent

(Farhang-e Fârsi-ye Esfahâni)

By:Jalîl Dûstkhâh

Vol. I
Â-θ
(1030 Pages)

2015

 

هُشدار! توطئه ای بزرگ به زیان ِ تاریخ و فرهنگ ایران! پیامی از "میراث ِ ایران".


پیامی فوری و مهم به همه ی ایرانیان دوستدار تاریخ و فرهنگ ایران.
* 
.با سلام به همه ی عزیزان
 !جدّی جدّی دارن عوضش می کنن 
!اسم خليج فارس / Persian Gulf ما را به 
خليج عربی 
Arabian Gulf
*
 دوستان محترم و عزیز، تعداد رأی‌ها به شکلی تغییرکرده که سهم

Arabian Gulf
  به ۵۸ درصد نزدیک شده و به این معنی‌ است که گوگل به زودی مجبور خواهدشد این نام دروغین و بی معنی و بی پشتوانه را به جای نام تاریخی و با اعتبار 
Persian Gulf
خلیج فارس   
  انتخاب کند!
*
من این پیام را برای بیست نفر فرستاده‌ام. اگر هر نفر شما آن را به ده نفر جدید بفرستید و این کار۳ دفعه تکرار بشود ، تعداد رأی‌ها از یک میلیون می‌گذرد. لطف کنید. به خاطر خودمان و نسل‌های آینده کوتاهی‌ نکنیم. 
با سپاس. 
به خدا سی ثانیه هم طول نمی کشد.
*
 پس روی این پیوندنشانی، بفشارید. (حتی بدون ِ فیلتر شکن هم می توانید وارد بشوید.)
 وقتی باز کردید، در قسمت بالای سمت ِ راست، خلیج فارس و خلیج عربی نوشته است.  شما گزينه ی  خليج فارس را انتخاب كنيد و بر vote بفشارید. (رأی بدهید.)
 http://www.persianorarabiangulf.com/index.php

بعد این پیام را به هر کس که می توانید، پیش بُرد کنید.
كسانى كه 
پیوندنشانی های زيادی دارند، لطفا كوتاهى نكنند. ممنونم.

دکتر شاهرخ احکامی
نیوجرزی - دفتر فصلنامه ی میراث ِ ایران/ Persian Heritage


Wednesday, December 24, 2014

 

به زودی انتشار خواهد یافت:


ایرانی ماندن و جهانی شدن


دفتری فراگیر ِ ده گفتمان:
ِبررسی ها، پژوهش ها و نقدهای ایران شناختی
همراه  با دو پیوست

پژوهش و نگارش
جلیل دوستخواه

ناشر
Support H & S Media
London
۱۳٩٤

***

REMAINING IRANIAN & BECOMING UNIVERSAL

from Local to Global


A collection of ten discourses
on the Iranian topics
And
An appendix, including fifteen pieces in verse

By:
Jalîl Doustkhah

Publisher:Support H & S Media

London-2015


This page is powered by Blogger. Isn't yours?